ترجمه "jorden" به فارسی

زمین, کره ذمین, زمین بهترین ترجمه های "jorden" به فارسی هستند.

jorden noun proper common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    Et æble faldt på jorden.

    سیبی روی زمین افتاد.

  • کره ذمین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jorden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jorden proper دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    سومین سیاره (نسبت به خورشید) در منظومه شمسی

    Tre fjerdedele af Jordens overflade er vand.

    سه چهارم سطح زمین آب است.

  • زمين

    Hver time, vi tilbringer på den planet, vil svare til syv år på Jorden.

    هر ساعتي که روي اون سياره بگذرونيم روي زمين هفت سال مي گذره.

  • زمی

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • замин
    • ارض

تصاویر با "jorden"

عباراتی شبیه به "jorden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jorden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه