ترجمه "jordemoder" به فارسی
ماما, مامایی, پازاچ بهترین ترجمه های "jordemoder" به فارسی هستند.
jordemoder
noun
common
دستور زبان
-
ماما
nounJeg er Shelly, fødsels doula og jordemoder overassistent.
من شلي هستم ، متخصص درد زايمان دستيار ارشد ماما
-
مامایی
nounChef, revisor eller jordemoder?
سرآشپز ، حساب دار یا مامایی ؟
-
پازاچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jordemoder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jordemoder
-
مامایی
nounChef, revisor eller jordemoder?
سرآشپز ، حساب دار یا مامایی ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن