ترجمه "Leder" به فارسی

سرمقاله, مدیر, خط راهنما بهترین ترجمه های "Leder" به فارسی هستند.

Leder
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمقاله

    Jeg kan knytte Kern direkte til Williams-lederen.

    من ميتونم " کرن " رو مستقيما به تيم تحريريه سرمقاله " ويليامز " ربط بدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Leder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

leder noun verb common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیر

    noun

    men blev ven med igennem nogle handler, var leder i et lokalt støberi.

    ولی از طریق معامله یه سری سازه دوست بودیم، مدیر یک ریخته گری محلی بود.

  • خط راهنما

  • رسانای

  • رهبر

    noun

    Kent er den fødte leder.

    کنت یک رهبر زائیده شده است.

عباراتی شبیه به "Leder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Leder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه