ترجمه "Ring" به فارسی

حلقه, انگشتر, حلقه بهترین ترجمه های "Ring" به فارسی هستند.

Ring
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    Menneskene er skyld i, at Ringen stadig er her.

    به خاطر انسان هاست که. حلقه نابود نشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ring noun verb common neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشتر

    smykke

    Jeg spørger dig ikke om om at løbe udenfor i dagslys uden din ring.

    نگفتم وسط روز روشن ، بدون انگشتر تو خيابون بدويي که.

  • حلقه

    noun

    Og det er grunden til, du ikke kan finde en ring.

    و تنها دليل اينکه نمي توني يه حلقه بخري.

عباراتی شبیه به "Ring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه