ترجمه "ringe" به فارسی
تلفن کردن, تلفن زدن, دارحلقه بهترین ترجمه های "ringe" به فارسی هستند.
ringe
verb
noun
common
دستور زبان
-
تلفن کردن
verbHan ringede mig op ved midnatstide.
او نیمه شب به من تلفن کرد.
-
تلفن زدن
verb -
دارحلقه
-
دورواژیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ringe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ringe
-
دارحلقه
تصاویر با "ringe"
عباراتی شبیه به "ringe" با ترجمه به فارسی
-
تماس گرفتن
-
حلقه
-
حلقه جابهجایی
-
ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه
-
آمبولانس خبر کن
-
انگشتر · حلقه
-
حلقه جابهجایی
-
ارباب حلقهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن