ترجمه "Sene" به فارسی

تاندون, تاندون, ريسمان بهترین ترجمه های "Sene" به فارسی هستند.

Sene
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sene " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sene noun adjective common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

  • ريسمان

  • طناب

    noun
  • پی

    noun

    Først senere gik det op for hende at hun havde skilt sig af med nogle kære minder.

    بعد پی برد که یادگاریهایی که برایش خیلی باارزش بودند نیز جزو آن وسایل بودند.

عباراتی شبیه به "Sene" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sene" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه