ترجمه "seng" به فارسی

بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "seng" به فارسی هستند.

seng noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Men for nylig tilbragte jeg tre måneder i sengen, og ønskede jeg ville dø.

    اما اخیرا" سه ماه را در بستر سپری کردم، میخواستم بمیرم.

  • رختخواب

    noun

    Nogle må blive hjemme, fordi de ikke kan komme ud af deres seng.

    کسانی در خانه هایشان هستند که قادر نیستند از رختخواب شان بلند شوند.

  • تختخواب

    møbel

    Jeg aner ikke, hvordan jeg kommer i seng.

    من هيچ نظري ندارم که ديشب چطوري رفتم توي تختخواب.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seng " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "seng"

اضافه کردن

ترجمه های "seng" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه