ترجمه "Slynge" به فارسی
فلاخن, پرت کردن, پرتاب کردن بهترین ترجمه های "Slynge" به فارسی هستند.
Slynge
-
فلاخن
nounMed sin slynge og en enkelt sten — og med Jehovas hjælp — slog David kæmpen ihjel. — 1 Samuel 17:45-47.
داود به کمک یَهُوَه با فلاخن خود و سنگی آن غول را از پای درآورد. — ۱سموئیل ۱۷:۴۵-۴۷.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Slynge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
slynge
-
پرت کردن
verb -
پرتاب کردن
verb
عباراتی شبیه به "Slynge" با ترجمه به فارسی
-
کمک جاذبهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن