ترجمه "Spiller" به فارسی
بازیکن, بازیکن, بازیگر بهترین ترجمه های "Spiller" به فارسی هستند.
Spiller
-
بازیکن
کسی که نقش یک بازی
Spillet er meget sjovere hvis du tilføjer en menneskespiller. The player name
وقتی که یک بازیکن انسانی اضافه میکنید ، بازی خیلی سرگرمکننده میشود! The player name
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spiller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spiller
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
بازیکن
De forventer en milliard nye spillere i løbet af næste årti.
اونها انتظار یک میلیارد بازیکن بیشتر رو در دهه آینده دارن.
-
بازیگر
nounImproviser, spil sammen med din medskuespiller på scenen.
به صورت بداهه بازی کن، و در برابر کنشهای بازیگر مقابلت واکنش نشان بده.
-
خنیاگر
noun -
نوازنده
nounDet er længe siden, jeg har spillet sammen med en god pianist.
مدتها از آخرين باري که با يه نوازنده ماهر پيانو ساز زدم ميگذره.
تصاویر با "Spiller"
عباراتی شبیه به "Spiller" با ترجمه به فارسی
-
båzi kardan · نواختن · هنرپیشه شدن
-
بازی · بازی کردن · پیس
-
وینچ
-
نمایش کرامات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن