ترجمه "billard" به فارسی
بیلیارد ترجمه "billard" به فارسی است.
billard
noun
common
neuter
دستور زبان
-
بیلیارد
nounkuglespil
Gener kom ofte sent hjem efter at have spillet billard og voldelige computerspil med sine kammerater.
او وقت خود را با دوستانش به بیلیارد و بازیهای خشن کامپیوتری میگذراند و به این دلیل اغلب دیروقت به خانه بازمیگشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " billard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن