ترجمه "blive" به فارسی
شدن, است, بودن بهترین ترجمه های "blive" به فارسی هستند.
blive
verb
دستور زبان
-
شدن
verbVi er udviklede til at anslå andres opførsel ved at blive geniale, intuitive psykologer.
ما فرگشت یافتهایم تا با تبدیل شدن به روانشناسان خبرۀ ذاتی رفتار دیگران را پیشبینی کنیم.
-
است
verbSituationen i mange lande kan endda blive yderligere forværret i de kommende år.
در بسیاری از کشورها این اوضاع ممکن است در سالهای آینده رو به وخامت بگذارد.
-
بودن
verbMan må kende sig selv, for at kunne blive lykkelig.
یک مرد برای خوشحال بودن باید بدونه کیه.
-
ترجمه های کمتر
- شُدَن
- درنگ کردن
- شَو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blive" با ترجمه به فارسی
-
به دنیا آمدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن