ترجمه "blod" به فارسی

خون, خین بهترین ترجمه های "blod" به فارسی هستند.

blod noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خون

    noun

    kropsvæske i dyr

    Lige, at jeg ikke ønsker at drikke din blod, hver gang jeg stub min tå.

    فقط اینکه من نمی خوام هر وقت شست پام زخم شد خون تو رو بمکم.

  • خین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blod"

اضافه کردن

ترجمه های "blod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه