ترجمه "browser" به فارسی
مرورگر ترجمه "browser" به فارسی است.
browser
noun
common
دستور زبان
-
مرورگر
Det viser sig, at der er en ledetråd, i internet browseren du bruger.
خوب، نشانه ای هست، که معلوم شده، در مرورگر اینترنتی است که استفاده می کنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " browser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "browser" با ترجمه به فارسی
-
اصلاح کننده مرورگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن