ترجمه "bue" به فارسی

کمان, تاق قوسی, خم بهترین ترجمه های "bue" به فارسی هستند.

bue verb noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمان

    noun

    Nehemias reagerede ved at sætte byggearbejderne til at forsvare byen „med deres sværd, lanser og buer“.

    نَحَمِیا کارگرانی را با «شمشیر و نیزه و کمان» مجهز نمود تا از شهر محافظت کنند.

  • تاق قوسی

  • خم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خمیدن
    • آرشه
    • طاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bue
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرشه

    noun

    Bruger du en bue, eller napper du den?

    از آرشه استفاده مي کني يا انگشت ؟

  • تیر و کمان

    Langdistancevåben

    Tidligt i historien gjorde man brug af sværd, spyd, bue og pil og stridsvogn.

    در روزگاران باستان انسانها با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و ارابه به جنگ یکدیگر میرفتند.

تصاویر با "bue"

اضافه کردن

ترجمه های "bue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه