ترجمه "data" به فارسی
دادهها, اطلاعات, داده بهترین ترجمه های "data" به فارسی هستند.
data
noun
neuter
دستور زبان
-
دادهها
nounJeg har brug for den data i november.
من آن دادهها را در نوامبر نياز دارم.
-
اطلاعات
nounDer er altså en vis mængde overfladiskhed i de data.
پس این اطلاعات خواسته شده واقعاً ناکافی هستند.
-
داده
nounMåske har vi ikke brug for dataene, men vi har brug for påmindelser.
ممکنه ما به داده نیاز نداشته باشیم ولی به یادآویهائی نیاز داریم.
-
داده ها
Det er en standard skabelon som vi passer resten af vores data på.
این یک الگوی استاندارده که قراره ما بقیه این داده ها را به آنها متصل کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " data " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "data" با ترجمه به فارسی
-
انبار داده
-
بزرگ داده
-
دادهکاوی
-
اشیاه داده ای همکاری
-
داده (محاسبه)
-
اشیا داده ای ActiveX
-
استاندارد رمزگذاری داده سه مرحله ای
-
استاندارد رمزگذاری داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن