ترجمه "del" به فارسی
بخش, توده, توده کاه بهترین ترجمه های "del" به فارسی هستند.
del
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
بخش
nounVælg en indstilling, hvor vedvarende, glad og frydefuld omvendelse er en del af jeres valgte livsstil.
رفتاری مداوم، مبنی بر خوشحالی، توبۀ مسرت بخش ایجاد کرده و آنرا شیوۀ زندگی منتخب خود قراردهید.
-
توده
noun -
توده کاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جزء
- دسته
- دودکش
- زیاد
- سیل کلمات
- سیلاب
- فراوان
- فراوانی
- قطعه
- پاره
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " del " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "del"
عباراتی شبیه به "del" با ترجمه به فارسی
-
اشتراک گذاری · سهم · شریک شدن
-
آلساندرو دلپیرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن