ترجمه "del" به فارسی

بخش, توده, توده کاه بهترین ترجمه های "del" به فارسی هستند.

del noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخش

    noun

    Vælg en indstilling, hvor vedvarende, glad og frydefuld omvendelse er en del af jeres valgte livsstil.

    رفتاری مداوم، مبنی بر خوشحالی، توبۀ مسرت بخش ایجاد کرده و آنرا شیوۀ زندگی منتخب خود قراردهید.

  • توده

    noun
  • توده کاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جزء
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • فراوان
    • فراوانی
    • قطعه
    • پاره
    • کوه
    • کوهستان
    • کوهستانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " del " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "del"

عباراتی شبیه به "del" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "del" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه