ترجمه "dele" به فارسی
اشتراک گذاری, سهم, شریک شدن بهترین ترجمه های "dele" به فارسی هستند.
dele
verb
noun
common
دستور زبان
-
اشتراک گذاری
Jeg havde brug for en eller anden måde til at dele oplevelsen direkte.
من احتیاج به راهی برای اشتراک گذاری مستقیم تجربیات داشتم.
-
سهم
nounDet betød at han fik en dobbelt del som arv.
بدین معنی بود که «حصّهای مضاعف» یعنی سهمِ دو برابر از ارثیه به او تعلّق میگرفت.
-
شریک شدن
verbMen jeg har aldrig været god til at dele.
فقط اینکه زیاد تو اهل شریک شدن نیستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dele " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dele"
عباراتی شبیه به "dele" با ترجمه به فارسی
-
آلساندرو دلپیرو
-
بخش · توده · توده کاه · جزء · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · قطعه · پاره · کوه · کوهستان · کوهستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن