ترجمه "dug" به فارسی
شبنم, ژاله, افشک بهترین ترجمه های "dug" به فارسی هستند.
dug
noun
common
دستور زبان
-
شبنم
nounPræstedømmets lære vil begynde at falde på vores sjæl som dug fra himlen.
اصول کشیشی مثل شبنم های بهشتی بر روان ما چکیده خواهند شد.
-
ژاله
noun -
افشک
noun
-
ترجمه های کمتر
- نم
- ارکاک
- افشنگ
- بشک
- بژم
- سقیط
- شهنگانه
- پسگک
- پشتک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dug
-
شبنم
noun properDug dannes gradvist ved at vanddamp i luften fortættes og bliver til dråber.
شبنم، آبی است که ذرّهذرّه از انباشته شدن بخار هوا به وجود میآید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن