ترجمه "farao" به فارسی

فرعون, فرعون بهترین ترجمه های "farao" به فارسی هستند.

farao noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرعون

    noun

    11 Denne nye farao satte israelitterne til at udføre trællearbejde.

    ۱۱ این پادشاه دیگر، فرعون جدید، اسرائیلیان را به بردگی کشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farao " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Farao
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرعون

    Men da den tiende plage var slut, bad Farao selv israelitterne om at rejse.

    اما سرانجام بعد از بلای دهم، فرعون اسرائیلیان را رها کرد.

تصاویر با "farao"

اضافه کردن

ترجمه های "farao" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه