ترجمه "fare" به فارسی

خطر, سوراخ کردن بهترین ترجمه های "fare" به فارسی هستند.

fare verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطر

    noun

    Hans adfærd bragte menighedens renhed i fare og vakte skandale selv blandt folk uden for den kristne menighed.

    عمل او که حتی مورد قبول مردم بتپرست هم نبود، پاکی جماعت را به خطر انداخته بود.

  • سوراخ کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه