ترجمه "faster" به فارسی
خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "faster" به فارسی هستند.
faster
noun
common
دستور زبان
-
خاله
nounDin faster har masser af sygdomme.
خاله ات هزار و يک جور مرض داشت
-
عمه
nounMin faster Mary døde i marts 2010, i en alder af 87.
عمه ماری در مارس ۲۰۱۰ در سن ۸۷ سالگی درگذشت.
-
زندایی
-
زنعمو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن