ترجمه "faste" به فارسی
روزه, روزه گرفتن, روزه بهترین ترجمه های "faste" به فارسی هستند.
faste
noun
adjective
دستور زبان
-
روزه
nounLængerevarende faste uden den rette overvågning kan imidlertid være farligt.
لهذا، روزه گرفتن به طور درازمدت و بدون نظارت و راهنمایی میتواند برای شخص مخاطرهآمیز باشد.
-
روزه گرفتن
verbLængerevarende faste uden den rette overvågning kan imidlertid være farligt.
لهذا، روزه گرفتن به طور درازمدت و بدون نظارت و راهنمایی میتواند برای شخص مخاطرهآمیز باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Faste
-
روزه
nounFaste, bøn, skriftstudium og lydighed øger vores evne til at høre og føle Åndens tilskyndelser.
روزه، دعا، مطالعات کتاب مقدّس، و اطاعت توانائی ما را برای شنیدن و احساس الهامات روح القدُس افزایش می دهد.
عباراتی شبیه به "faste" با ترجمه به فارسی
-
جامد
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
-
جاسازی ثابت
-
جامد · صلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن