ترجمه "fast" به فارسی
جامد, صلب بهترین ترجمه های "fast" به فارسی هستند.
fast
adjective
verb
adverb
دستور زبان
-
جامد
adjectiveGør fast til gas uden at gøre flydende.
جامد رو به گاز تبديل کردن بدون مايع شدن
-
صلب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fast" با ترجمه به فارسی
-
روزه
-
روزه · روزه گرفتن
-
جامد
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
-
جاسازی ثابت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن