ترجمه "fast" به فارسی

جامد, صلب بهترین ترجمه های "fast" به فارسی هستند.

fast adjective verb adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جامد

    adjective

    Gør fast til gas uden at gøre flydende.

    جامد رو به گاز تبديل کردن بدون مايع شدن

  • صلب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fast " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fast" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fast" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه