ترجمه "fest" به فارسی

جشن, مهمانی, بزم بهترین ترجمه های "fest" به فارسی هستند.

fest noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشن

    noun

    Ved festen i går havde hun en blå kjole på.

    در جشن دیروز او دامنی آبی به تن داشت.

  • مهمانی

    noun

    Man kan ganske vist ikke fastlægge præcis hvor mange der bør deltage i en fest.

    نمیتوان دقیقاً گفت چه تعداد مهمان برای یک مهمانی مناسب است.

  • بزم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جشن و سرور
    • عید
    • پارتی
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه