ترجمه "festival" به فارسی

جشنواره, جشن, عید بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.

festival
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشنواره

    noun

    Men trods disse skeptiske spørgsmål blev "Nothing to Lose" en udsolgt succes ved Sydney Festival.

    اما در کمال ناباوری، همه بلیط های "چیزی برای باخت نیست" در جشنواره سیدنی به فروش رفت.

  • جشن

    noun

    Amerikanerne plejede at komme hertil, når der var festival.

    آمريکايي ها واسه جشن و مراسم هاشون ميومدن اينجا

  • عید

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جشنی
    • سور
    • عیدی
    • فستیوال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "festival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه