ترجمه "flad" به فارسی

صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "flad" به فارسی هستند.

flad adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • صاف

    adjective

    Den flade skarpe kant er som en knivsæg.

    لبه های صاف و برنده اینها مثل تیغه چاقو است.

  • مسطح

    adjective

    I de ældste civilisationer troede man at jorden var flad.

    انسانها در روزگار باستان عموماً معتقد بودند که زمین مسطح است. در قرن ششم ق.

  • هموار

    adjective

    Og det bakkede skal blive fladt, og det ujævne en slette.

    و کجیها راست و ناهمواریها هموار خواهد گردید.

  • ترجمه های کمتر

    • تخت
    • تنک
    • پنچر
    • کم عمق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "flad"

عباراتی شبیه به "flad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه