ترجمه "flag" به فارسی
رایت, علم, پرچم بهترین ترجمه های "flag" به فارسی هستند.
flag
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
رایت
noun -
علم
noun -
پرچم
nounDette ville være første gang at kun kvinder ville bære det olympiske flag.
این اولین باری خواهد بود که فقط خانم ها پرچم المپیک را حمل خواهند کرد.
-
بیرق
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flag"
عباراتی شبیه به "flag" با ترجمه به فارسی
-
پرچم
-
پرچم استرالیا
-
پرچم آمریکا
-
پرچم گزاری شده
-
پرچم ایران
-
پرچم ترکیه
-
پرچم افغانستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن