ترجمه "forbillede" به فارسی

اسوه, الگو, سرمشق بهترین ترجمه های "forbillede" به فارسی هستند.

forbillede
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسوه

  • الگو

    noun

    Jeg behøver ikke sige, at som forælder er man et forbillede for sit barn.

    نميخوام اين نكته رو بگم كه به عنوان يه مادر الگويي واسه بچه ت هستي

  • سرمشق

    De er blevet fredselskende kristne der efterligner Jesu forbillede.

    و به مسیحیانی صلحدوست مبدل شدهاند که از مسیح عیسی سرمشق میگیرند.

  • ترجمه های کمتر

    • مثال
    • نمونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forbillede " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "forbillede" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه