ترجمه "institution" به فارسی

حبس, زندان, محبس بهترین ترجمه های "institution" به فارسی هستند.

institution noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حبس

    noun

    Indsat af de institutioner, du forsøger at beskytte.

    که دقيقاً توسط همين سازماني که داريد تلاش مي کنيد ازش حمايت کنيد اونجا حبس شديد.

  • زندان

    noun
  • محبس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نهاد
    • نهاد اجتماعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " institution " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "institution" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه