ترجمه "instrument" به فارسی
ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "instrument" به فارسی هستند.
instrument
Noun
w
دستور زبان
-
ابزار
nounFejlslagne stater kender ikke til våbnet som et freds- og stabilitetsskabe instrument.
آنها اسلحه را به عنوان ابزار صلح و پایداری نمی شناسند.
-
اسباب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instrument " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "instrument"
عباراتی شبیه به "instrument" با ترجمه به فارسی
-
ساز کلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن