ترجمه "kiks" به فارسی
بیسکویت, بيسکويت, شیرینی بهترین ترجمه های "kiks" به فارسی هستند.
kiks
noun
verb
common
دستور زبان
-
بیسکویت
nounJeg håber, du kan lide æg og kiks.
امیدوارم که از گوشت ، تخم مرغ و بیسکویت خوشتون بیاد آقای کلی
-
بيسکويت
Jeg har taget ost og kiks med.
من يه کم بيسکويت و پنير آورده م.
-
شیرینی
nounAlle børnene, selv dem i Berkeley, kan lide kiksene og kan ikke lide rå broccoli.
حالا همه خردسالان حتی در برکلی (Berkley) شیرینی را دوست دارن و کلم بروکلی خامو دوست ندارن.
-
کلوچه
nounDer er en kiks under køleskabet.
مي دونستي که يه دونه کلوچه پايين يخچالت هست ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kiks
-
کرکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن