ترجمه "kilde" به فارسی
چشمه, منبع, منبع اولیه بهترین ترجمه های "kilde" به فارسی هستند.
kilde
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
چشمه
nounDer kan ikke vælde både fersk og bittert vand frem fra den samme kilde.
از یک چشمه آب شیرین و شور جاری نمیشود.
-
منبع
nounJavadi vil ikke blot være en kilde til oplysninger.
جوادي قرار نيست فقط يک منبع اطلاعاتي باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kilde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kilde
-
منبع اولیه
تصاویر با "kilde"
عباراتی شبیه به "kilde" با ترجمه به فارسی
-
منبع قابل اعتماد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن