ترجمه "kniv" به فارسی

چاقو, کارد, خنجر بهترین ترجمه های "kniv" به فارسی هستند.

kniv noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاقو

    noun

    Denne kniv er meget skarp.

    این چاقو خیلی تیز است.

  • کارد

    noun

    Marry en mand, der knap nok kan holde sin kniv som en gentleman?

    ازدواج با مردي که به زور ميتونه کارد شو مثل يه ادم اصيل نگه داره ؟

  • خنجر

    noun

    Malraux, hvis du ikke betaler, flår jeg dig med min fars kniv.

    مالروکس اگه پولمو بهم ندي شکمت رو با خنجر بابام جر ميدم.

  • ترجمه های کمتر

    • تیغ
    • bičāq
    • kārd
    • pičāq
    • pīčāq
    • استره
    • تیغه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kniv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kniv"

عباراتی شبیه به "kniv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kniv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه