ترجمه "konflikt" به فارسی
اصطکاک, تداخل, تضاد بهترین ترجمه های "konflikt" به فارسی هستند.
konflikt
noun
common
دستور زبان
-
اصطکاک
noun -
تداخل
Hvad der er svært i vores beslutningsprocess, er når disse to regler konflikter.
چیزی که تصمیم گیری را مشکل می کند وقتی است که این دو قانون با هم تداخل بکنند.
-
تضاد
nounOg det er der, vi har en konflikt.
و این وقتیه که ما یک تضاد داریم.
-
ترجمه های کمتر
- درگیری
- مالش
- مشاجره
- ناسازگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " konflikt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن