ترجمه "konflikt" به فارسی

اصطکاک, تداخل, تضاد بهترین ترجمه های "konflikt" به فارسی هستند.

konflikt noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصطکاک

    noun
  • تداخل

    Hvad der er svært i vores beslutningsprocess, er når disse to regler konflikter.

    چیزی که تصمیم گیری را مشکل می کند وقتی است که این دو قانون با هم تداخل بکنند.

  • تضاد

    noun

    Og det er der, vi har en konflikt.

    و این وقتیه که ما یک تضاد داریم.

  • ترجمه های کمتر

    • درگیری
    • مالش
    • مشاجره
    • ناسازگاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " konflikt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "konflikt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه