ترجمه "kong" به فارسی

شاه, پادشاه بهترین ترجمه های "kong" به فارسی هستند.

kong
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Vi har hørt at kong Odysseus gemmer sig i bjergene.

    به ما گفتن شاه اودسيوس تو اين تپه مخفي شده.

  • پادشاه

    noun

    Jeg kan ikke lade jer træde bevæbnet frem for kong Théoden.

    نمي تونيد مسلح به حضور پادشاه. شرف ياب بشيد ، گاندولف خاکستري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kong" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه