ترجمه "konge" به فارسی

شاه, پادشاه, بادشاه بهترین ترجمه های "konge" به فارسی هستند.

konge noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    titel for en mandlig monark

    Da jeg blev konge, ønskede jeg brændende at gøre ham stolt.

    وقتي شاه شدم ، بيشتر از هرچيزي ميخواستم اونو سربلند کنم.

  • پادشاه

    noun

    Der gik ikke længe førend kongen fik nys om folkets stærke reaktion.

    پادشاه نیز سریعاً از این حرکت مردم باخبر شد.

  • بادشاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " konge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Konge
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Kongens svigerinde og Bijjaladeva's kone, Sivagami tog tøjlerne til riget.

    زن برادر شاه " سیواگامی " که همچنین همسر " بیجیالادیوا " بود سلطنت رو به عهده گرفت.

تصاویر با "konge"

عباراتی شبیه به "konge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "konge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه