ترجمه "kurv" به فارسی

سبد, سَبَد, زنبیل بهترین ترجمه های "kurv" به فارسی هستند.

kurv noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سبد

    noun

    beholder konstrueret fra fibre

    Læg ikke alle dine æg i én kurv.

    همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید.

  • سَبَد

  • زنبیل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kurv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kurv"

عباراتی شبیه به "kurv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kurv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه