ترجمه "Kurve" به فارسی
خم, خم بهترین ترجمه های "Kurve" به فارسی هستند.
Kurve
-
خم
adjective nounDer lod ikke til at være noget andet at forvride og kurve.
به نظر نمیآمد چیز دیگری برای پیچ خوردن و خم شدن وجود داشته باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kurve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kurve
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
خم
nounDer lod ikke til at være noget andet at forvride og kurve.
به نظر نمیآمد چیز دیگری برای پیچ خوردن و خم شدن وجود داشته باشد.
تصاویر با "Kurve"
عباراتی شبیه به "Kurve" با ترجمه به فارسی
-
زنبیل · سبد · سَبَد
-
منحنی بیضوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن