ترجمه "kysse" به فارسی

ماچ کردن, بوسیدن بهترین ترجمه های "kysse" به فارسی هستند.

kysse verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماچ کردن

    verb

    Jeg har set dig kysse en due på næbet.

    خودم ديدم نوک يه کبوتر رو ماچ کردي

  • بوسیدن

    verb

    Ville du have nogen problemer med at kysse vores modeller for at teste den?

    آیا مشکلی دارید با بوسیدن مدل هایمان برای آزمودنش؟

  • [[ماچ کردن]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kysse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kysse"

اضافه کردن

ترجمه های "kysse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه