ترجمه "kyst" به فارسی

ساحل, دریاکنار, رانكايرد بهترین ترجمه های "kyst" به فارسی هستند.

kyst verb noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Hvis vi følger floden når vi ud til båden og kysten.

    این رودخونه رو دنبال میکنیم ما به قایق میرسیم ما به موقع به ساحل شمالی هم میرسیم.

  • دریاکنار

    noun
  • رانكايرد

  • ترجمه های کمتر

    • لحاس
    • نتفر ريزارس
    • نديرس
    • ساحل دریا
    • کناره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kyst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kyst"

اضافه کردن

ترجمه های "kyst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه