ترجمه "laks" به فارسی
ماهی آزاد, سالمون, قزل آلا بهترین ترجمه های "laks" به فارسی هستند.
laks
noun
common
w
دستور زبان
-
ماهی آزاد
noun -
سالمون
" Vær nu ikke sådan en laks. "
اون ميگفت " سالمون نباش "
-
قزل آلا
Ja, jeg har lært hende, at lave pandekager med laks.
آره ، دارم طرز تهيه کلوچه قزل آلا رو بهش ياد ميدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Laks
-
ماهی آزاد
تصاویر با "laks"
عباراتی شبیه به "laks" با ترجمه به فارسی
-
آزادماهی دودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن