ترجمه "langsom" به فارسی

آهسته, سست بهترین ترجمه های "langsom" به فارسی هستند.

langsom adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهسته

    adjective

    Jeg må hellere advare dig, jeg er en meget langsom spiser.

    بايد بهت هشدار بدم ، من خيلي آهسته غذا ميخورم.

  • سست

    (Jakob 1:19) Rådet om at være ’langsom til vrede’ kan betyde at den anden måske gør eller siger noget der kunne gøre dig vred.

    ( یعقوب ۱:۱۹) ‹ در خشم سست بودن› بویژه زمانی مفید است که شخص چیزی بگوید که تو را عصبانی کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " langsom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "langsom"

عباراتی شبیه به "langsom" با ترجمه به فارسی

  • آهسته · به آرامی
اضافه کردن

ترجمه های "langsom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه