ترجمه "leve" به فارسی

زیستن, زندگی کردن, zendegi بهترین ترجمه های "leve" به فارسی هستند.

leve verb noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستن

    verb

    Han underviste også disciplene i den bedste måde at leve på.

    او راه درستْ زیستن را نیز به بشر آموخت.

  • زندگی کردن

    verb

    At leve på flugt er ikke det liv, du har fortjent.

    زندگی کردن در حال فرار از دست پلیس زندگی ای نیست که تو سزاوارشی ، تیا.

  • zendegi

  • زنده بودن

    Så er der ikke mere at leve for, vel?

    اونوقت هيچ دليلي براي زنده بودن, نبود ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "leve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه