ترجمه "moder" به فارسی
مادر, مادَر, مامان بهترین ترجمه های "moder" به فارسی هستند.
moder
w
-
مادر
nounTålmodighed er videnskabens moder.
صبر مادر علم است.
-
مادَر
-
مامان
noun feminineAlt ser skønt ud, moder Eriksen.
خيلي خوشمزه به نظر مياد ، مامان اريکسن.
-
والده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "moder"
عباراتی شبیه به "moder" با ترجمه به فارسی
-
منبع تغذیه سوئیچینگ
-
عصر جدید نخستین
-
رسم معمول · عمومی و رایج · مد
-
هنر نوگرا
-
پنجگانه مدرن
-
مادر ترزا
-
نوین
-
معماری مدرن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن