ترجمه "moderkage" به فارسی

جفت, جفت (کالبدشناسی) بهترین ترجمه های "moderkage" به فارسی هستند.

moderkage noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت

    noun

    Det er for tidlig løsning af moderkagen fra livmoderen.

    وقتی جفت از دیواره رحم جدا بشه این اتفاق می افته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moderkage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Moderkage
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت (کالبدشناسی)

    اندام واسط بین بدن مادر و جنین

اضافه کردن

ترجمه های "moderkage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه