ترجمه "modstander" به فارسی
دشمن, ضد, عدو بهترین ترجمه های "modstander" به فارسی هستند.
modstander
Noun
دستور زبان
-
دشمن
nounEngelen fortalte også at han igen måtte kæmpe med denne fjendtlige modstander og muligvis med „Grækenlands fyrste“.
این فرشته همچنین گفت که دوباره باید با این دشمن و شاید «رئیس یونان» نیز روبرو شود.
-
ضد
noun -
عدو
noun -
منافی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modstander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن