ترجمه "modtager" به فارسی

سینک, گيرنده, گیرنده بهترین ترجمه های "modtager" به فارسی هستند.

modtager Noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینک

    noun
  • گيرنده

    Da du havde din NDO blev du måske selv en indstillet modtager.

    خودت بودي NDE شايد وقتي تو درون به يک گيرنده خارج از تنظيم تبدبل شدي

  • گیرنده

    selv lys fra loftet kommer ned til denne modtager.

    حتی نور موجود در سقف نیز وارد گیرنده می شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " modtager " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "modtager" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "modtager" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه