ترجمه "mund" به فارسی
دهان, دهن بهترین ترجمه های "mund" به فارسی هستند.
mund
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
دهان
nounحفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر
Derefter kigger han ivrigt ind i moderens mund.
حالا با کنجکاوی به دورن دهان مادرش نگاه می کند.
-
دهن
nounDet her skal nok lægge ordene i din mund.
اين حرفهاي من رو تو دهن تو خواهد گذاشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mund " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mund"
عباراتی شبیه به "mund" با ترجمه به فارسی
-
تب برفکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن