ترجمه "naiv" به فارسی

ببو, خام, ساده لوح بهترین ترجمه های "naiv" به فارسی هستند.

naiv adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببو

  • خام

    adjective

    Jeg var i den grad naiv, da jeg giftede mig med dig.

    وقتي با تو ازدواج کردم خيلي خام بودم

  • ساده لوح

    noun

    Du er en naiv, gammel mand, der flipper ud fordi han ikke får sin vilje!

    و تو هم يه پيرمرد ساده لوحي که اوقات تلخي داره چون چيزي که ميخواد رو بدست نمياره!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " naiv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "naiv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه