ترجمه "nakke" به فارسی
گردن, پس گردن بهترین ترجمه های "nakke" به فارسی هستند.
nakke
noun
common
w
دستور زبان
-
گردن
nounTom brækkede nakken i en skiulykke.
گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد.
-
پس گردن
halsens bagside
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nakke " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nakke"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن